http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/25796/C/13801111_0225796.jpg

فیلم

صوت

عکس


بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

به همه برادران عزیز خوشامد عرض میکنم و امیدوارم که گردهمایی شما برای عالم اسلام، بخصوص برای مردم مظلوم فلسطین، برکاتی داشته باشد.

دو مطلب را عرض میکنم: یک مطلب درباره مسأله فلسطین - که امروز مهمترین مسأله جهان اسلام است - و مطلب دیگر در باب رسانه‌ها و نقش و مسؤولیت آنهاست.

باید شک نکنیم که این روزها، روزهای سرنوشت‌سازی برای فلسطین است. البته فلسطین صحنه درگیریهای اسلام و دشمنانش در طول تاریخ ما بوده و در صد سال اخیر - بخصوص در پنجاه سال اخیر - خطّ مقدّم مبارزه با دشمنان اسلام بوده است. در واقع میشود فلسطین را تابلویی از حوادث مهم تاریخ اسلام در قرنهای متمادی دانست. ولی آنچه که امروز در فلسطین میگذرد - با توجه به جوانب قضیه - تقریباً استثنایی است. اوّلاً فشارهایی که امروز بر مردم فلسطین وارد می‌آید، بیسابقه است؛ ثانیاً فداکاری و مبارزه جانانه‌ای هم که امروز مردم فلسطین میکنند، بیسابقه است. ما هرگز ملت فلسطین را با این جدّیت، با جسم و جان و مال و فرزند و عزیزانشان در صحنه مشاهده نکرده‌ایم. این خصوصیت مربوط به این انتفاضه مبارک است.

البته امریکا و بسیاری از کشورهای غربی از اسرائیل حمایتی بیدریغ و آشکار میکنند و میثاقهای بین‌المللی را زیرپا میگذارند و یک بار دیگر برای همه دنیا به اثبات میرسد که نگاه قدرتهای بزرگ به معاهدات و مجامع بین‌المللی، یک نگاه ابزاری است. آنها از این معاهدات و از این مجامع بین‌المللی، فقط در جهت منافع و هدفهای خود استفاده میکنند و برای معاهدات و مجامع مذکور، احترامی قائل نیستند. یقیناً اسرائیل بدون پشتیبانی اقتصادی و سیاسی و تبلیغاتی و رسانه‌اىِ قدرتهای بزرگ، امروز و همیشه، نمیتوانست و نمیتواند بر سر پا بماند. مجرم در این قضیه، فقط اسرائیل نیست؛ در درجه اوّل، امریکا هم در همه فجایع اسرائیل شریک جرم است.

غرب و قدرتهای غربی، از آغاز پیدایش غدّه سرطانی صهیونیسم در این منطقه، تعامل دوجانبه‌ای را با هم داشتند. وظیفه اسرائیل این بوده است که منافع قدرتهای متجاوز غربی را در منطقه اسلامی حفظ کند؛ یعنی همیشه روبه‌روی کشورهای اسلامی و کشورهای منطقه، تهدید دائمىِ بالفعلی قرار داشته باشد و کشورهای اسلامی را در یک دغدغه دائمی نگه دارد تا آنها نتوانند با هم متّحد شوند و یک مجموعه همدل و همجهت را به وجود آورند و از امکانات و ثروت و نیروی انسانی خود برای منافعشان استفاده کنند. متقابلاً وظیفه آنها هم این بوده است که این غدّه سرطانی را در این منطقه با همه وجود نگه دارند. البته امروز این نقش بیشتر از همه برعهده امریکاست.

در آغاز پیدایش این مشکل و مصیبت بزرگ برای دنیای اسلام، غفلتهایی صورت گرفت و تدبیر درستی برای مقابله با این مشکل دیده نشد و به کار نرفت. البته شخصیتهای برجسته‌ای در فلسطین و بیرون از فلسطین بودند که نباید زحماتشان نادیده گرفته شود - از قبیل مرحوم عزّالدین قسّام، مرحوم حاج امین الحسینی، مرحوم شیخ محمد حسین کاشف‌الغطاء - همه اینها خطر وجود دولت و حکومت صهیونیستی را در این منطقه شناختند و آن را گوشزد کردند و مبارزاتی انجام دادند؛ لیکن دنیای اسلام و موظّفان دنیای اسلام نتوانستند نقش خود را درست ایفا کنند؛ لذا در مبارزه مردم فلسطین با این پدیده بسیار خطرناک، افت و خیزهایی در طول زمان وجود داشته است.

ولی مبارزه امروز دو خصوصیت دارد که در هیچیک از زمانها این دو خصوصیت در مبارزات فلسطینیها و مبارزه برای فلسطین، با هم وجود نداشته است: یک خصوصیت، اسلامی بودن این مبارزه است؛ و خصوصیت دوم، مردمی شدن و همه‌گیر شدن آن است. اجتماع این دو خصوصیت با هم، زانوان رژیم صهیونیستی را به لرزه درآورده است. احساس خطر در سراسر کیان صهیونیستی وجود دارد. میفهمند و درست تشخیص میدهند که خطر عمده و اساسی، امروز به وجود آمده است. کسی که امروز در مقابل کیان صهیونیستی قرار گرفته، یک گروه نیست؛ شخصیتهای سیاسیای نیستند که بشود پشت میز مذاکره آنها را مجاب کرد. شما میدانید که پشت میز مذاکره، با شیوه‌های گوناگون میشود افراد را مجاب کرد - با تهدید، تطمیع و وعده‌های دروغ - اما وقتی مبارزه در دامن ملت افتاد و خودآگاهی در میان مردم به وجود آمد و آنها با همه وجود احساس کردند که وظیفه دارند در مقابل وضعیّت بایستند، والّا یکسره نابود و پامال خواهند شد؛ از طرفی هم هنگامی که تدبیر مبارزه، از ایمان اسلامی سرچشمه گرفت و به دلها و جانها متّکی شد، در این صورت، مبارزه برای دشمن، بسیار خطرناک میشود. امروز چنین وضعی پیش آمده است. سردمداران رژیم مستکبر امریکا هم به همین دلیل عصبانیاند و باطن خود را نشان میدهند. آنچه در دل آنها وجود دارد و همیشه پشت پرده‌های ضخیم ریاکاری، آن را پنهان میکنند، امروز در اظهاراتشان نشان داده میشود. امروز امریکاییها نه فقط از رژیم سفّاک صهیونیستی، بلکه از جنایتهای صریحِ آن هم بدون هیچ پوشش و شرمی حمایت میکنند. فقط مسأله ترور نیست؛ یک جنایت بزرگ و آشکار صورت گرفته است؛ از این حمایت میکنند؛ از آوردن تانکها در کوچه‌ها و خیابانها حمایت میکنند؛ از ویران کردن خانه‌های مردم حمایت میکنند. این باطن رژیم استکبار است. «استکبار» ی که در واژه‌های انقلاب اسلامی تکرار میشود، یعنی این.

حماس و جهاد اسلامی و حزب‌اللَّه را به عنوان تروریست معرفی میکنند. چرا!؟ مگر اینها چه کرده‌اند!؟ جرم اینها این است که از شرف و میهن و خانه و مردمِ خود دفاع کرده‌اند. میل امریکاییها این است که اسرائیل با جلاّدان خود، بچه‌های کوچک؛ بچه‌هایی مثل پسر این مرد(۱) را جلوِ چشم پدرانشان به قتل برساند و کسی اعتراض نکند، چیزی نگوید، در صدد پاسخ برنیاید و خشمگین نشود. گناه حماس و جهاد اسلامی و حزب‌اللَّه لبنان و همه مبارزان حقیقی صحنه نبرد فقط این است که در مقابل این‌گونه تجاوزات قساوت‌آمیز و کم‌نظیر، به پاسخ عملی دست میزنند و اقدام میکنند. جرم جمهوری اسلامی هم این است که آشکارا و صریح از حقّ و عدالت دفاع میکند. ما هرگز دفاع از حقّ و عدالت را به خاطر میلِ دل قدرتهای استکباری کنار نگذاشتیم. ما هرگز در این زمینه، سازش و ریاکاری نکردیم. ما صریحِ حقّ و عدالت را مطرح و از آن دفاع کردیم. این جرم ماست.

امریکاییها باطن خود را نشان دادند. رئیس جمهور امریکا در نطق اخیرش، مثل کسی حرف میزند که تشنه خون انسانهاست! کشورها و ملتها را تهدید و متّهم میکند. همه دنیا میدانند که شیطان بزرگ، امریکاست؛ این یک حرف متّکی به دلیل است. این عنوان «شیطان بزرگ» برای امریکا، یک نامگذاری بیدلیل نبود. شما به تاریخ سی، چهل سال گذشته نگاه کنید؛ بیشترین کار شکنی را نسبت به نهضتهای مردمی و مستقل، امریکا کرده است. بیشترین ترور شخصیتهای مؤمن پاکدامن را در دنیا، دستگاه جاسوسی سیای امریکا کرده است. بیشترین حمایت را از رژیمهای ضدّمردمی در دنیا، امریکا کرده است. بیشترین فروش اسلحه و سلاحهای مرگبار را در دنیا امریکا کرده است. بیشترین چپاول و غارت را نسبت به ثروتهای ملتها، امریکا کرده است. اینها شیطنت است؛ پس بزرگترین شیطانهاست. البته این کارها را شیطانهای دیگری هم در دنیا میکنند، اما هیچکدام به شیطنت امریکا نیستند؛ پس او حقّاً شیطان بزرگ است. این شیطان بزرگ که همه ملتها - نمیگویم همه دولتها و حکومتها - شیطنتش را قبول دارند، جمهوری اسلامی را به شیطنت متهم میکند! ما افتخار میکنیم که منفورترینِ شیطانهای دنیا، با ما با این لحن حرف بزند. ما از تعریف و تجلیل سردمداران رژیم امریکا هرگز خشنود نمیشویم. او مسؤولان کشور ما را متّهم میکند که منتخب مردم نیستند! در جمهوری اسلامی، همه سران کشور، منتخبان ملتند؛ آن هم نه یک انتخاب خشک و صرفاً برای این‌که کاری کرده باشند؛ یک انتخاب حداکثرىِ مطلق و همراه با عواطف شدید است. این بیتجربگیها و بیمعرفتیهای نسبت به حقایق ملتها، همان چیزهایی است که امریکا تا به‌حال سیلی و چوب آنها را خورده و بعد از این هم خواهد خورد. مسؤولان بیتجربه امروز امریکا، کشور بزرگ خود را با این حرفها و با این کارها لحظه به لحظه به لبه پرتگاه سقوط نزدیکتر میکنند. اینها از معنویّت و انسانیت و حقوق انسانی بویی نبرده‌اند. با ملتهای مظلوم، اگر بتوانند، در نهایت شدّت و خشونت عمل میکنند. با ملتهایی که در مقابل آنها تسلیم نشوند و به زانو در نیایند؛ اگر بتوانند، همان کاری را میکنند که امروز رژیم صهیونیستی با مردم فلسطین میکند. ولی نمیتوانند و در ارزیابی قدرت خود هم اشتباه میکنند.

رژیم صهیونیستی با پشتیبانی امریکا - دو عنصرِ به‌کلّی دور از معنویت و حقیقت و عدالت و انسانیت - در صدد است ملت فلسطین را به زانو درآورد و او را وادار کند که حرف حقّ خود را بر زبان نیاورد و پس بگیرد؛ و البته نخواهد توانست. خصوصیت مبارزه امروز و انتفاضه فلسطین این است که ملت فلسطین به معنای حقیقی کلمه به‌پاخاسته است.

به نقش رسانه‌ها و تبلیغ میرسیم. این صحنه مبارزه، یک صحنه عمومی است. هر کس به قدر توانایی خود در سرتاسر دنیای اسلام وظیفه‌ای دارد و باید نقشی ایفا کند. امروز دنیا، دنیای رسانه‌ها و تبلیغ و تبیین است. امروز در مقابل شما امپراتوری خبری دشمنان دنیای اسلام قرار دارد که غالباً در کنترل صهیونیست‌هاست. امروز یک اتوبان یکطرفه خبر و تحلیل از طرف رسانه‌های خبری به سمت افکار عمومی دنیا - از جمله افکار عمومی کشورهای عربی و اسلامی و خود مسلمانان - جاری است. صهیونیستها از آغاز شروع کار خود، به سمت رسانه‌های خبری و تبلیغی رفتند. یکی از سیاستهای آنها این بود که رسانه‌های تبلیغی دنیا را قبضه کنند. امروز این‌گونه است. آنها از اوّلِ کار، یک شگرد تبلیغی را انتخاب کردند که بسیار مهمّ و تعیین کننده بود و تا امروز تأثیرگذار بوده است؛ آن شگرد تبلیغی عبارت است از مظلوم‌نمایی. برای مظلوم‌نمایی، داستانها و افسانه‌های فراوانی جعل شد؛ خبرهایی ساخته شد و تلاشهای بیوقفه‌ای انجام گرفت. امروز هم در نهایت سفّاکی، باز همان تبلیغات ادامه دارد؛ یعنی باز هم مهمترین کار صهیونیستها در دنیای تبلیغات، مظلوم‌نمایی است. اینها مسأله نگرانی روانی یهودیان را مطرح کردند و گفتند چون یهودیان در طول قرنهای متمادی زیر فشار بودند، از لحاظ روانی دچار نگرانیاند و به امنیّت روانی احتیاج دارند. صهیونیستها در مذاکرات با سران کشورهای غربی و بعدها در گفتگوهای خود با کشورهای اسلامی و عربی، مسأله امنیّت روانی را مطرح کردند و گفتند ما به امنیّت روانی احتیاج داریم و باید امنیّت روانی ما تأمین شود. این امنیّت روانی یعنی چه؟ هیچ معنای مشخّص و هیچ پایانی ندارد. هر اقدامی بخواهد انجام بگیرد، اگر به سودشان نباشد، به بهانه امنیّت روانی، میتوانند آن را خنثی کنند. بسیاری را در دنیا قانع کردند که به امنیّت روانی احتیاج دارند و باید امنیّت روانی آنها تأمین شود.

برآوردن نیاز اسرائیل در مورد امنیّت روانی، مشکلتر است از چشم پوشیدن از سرزمین. شما وقتی سرزمین را از دست میدهید، میدانید چه چیزی را از دست دادید؛ اما وقتی میخواهید خواسته اسرائیل را در مورد امنیّت روانی برآورده کنید، نمیدانید تا کجا باید تسلیم شوید و تا کجا باید امتیاز بدهید. این امتیاز دهی، پایانی ندارد؛ مرتّب باید امتیاز داد. تجربه اروپا در این مورد، عبرت‌آموز است. دولت آلمان صد و پنجاه میلیارد مارک به عنوان خسارت به یهودیان داد؛ اما خسارت یهودیان از آلمان هنوز تمام نشده است؛ باز هم خسارت طلبکارند و باید به آنها داده شود! آنچه یهودیان با آلمان کردند، کم و بیش با برخی کشورهای اروپایی دیگر - مثل اتریش، سوئیس، فرانسه، حتّی تا چند سال قبل با واتیکان - نیز انجام دادند. همه باید خسارت بدهند؛ این خسارت تمام شدنی نیست!

در بعد روانی، اسرائیلیها فعّالیتهای بسیار مهمّی دارند. همه سیاستمداران، خبرنگاران، روشنفکران، کارگزاران و نخبگان غرب باید در مقابل بنای یادبود کوره آدم‌سوزی سر تعظیم فرود بیاورند؛ یعنی همه، داستانی را که اصل صحّت آن معلوم نیست، مورد تأکید قرار دهند و خود را بدهکار آن داستان قلمداد کنند. اینها روشهایی است که در تبلیغ دارند و همه معطوف به «مظلوم‌نمایی» است.

البته در بخش دیگری از دنیا، با تکیه بر داستانهای ذکر شده در تورات و این که این‌جا سرزمینی است که به فرزندان اسرائیل بخشیده شده، بسیاری از مسیحیان را هم با خود همفکر و همدل کردند. آن طوری که من در آماری ملاحظه کردم، اینها توانسته‌اند در برخی کشورها - از جمله عمدتاً در امریکا - به عنوان پشتوانه افکار عمومی، با همین تبلیغات، میلیونها صهیونیست غیر یهودی درست کنند! اینها سالهاست که این کار تبلیغاتی را میکنند. امروز هم با شدّت هر چه تمامتر همین تبلیغات در دنیا ادامه دارد.

البته از حوادثی هم که پیش آمد - مثل حادثه بیستم شهریور (یازده سپتامبر) در نیویورک و واشنگتن - حداکثر سوء استفاده را کردند و توانستند مسأله فلسطین را از متن قضایای دنیای اسلام به حاشیه برانند. از این جهت هم صهیونیستها صددرصد مورد کمک امریکا قرار گرفتند. اما در مقابل، هیچ کس حق ندارد و نباید در کشورهایی که ادّعای آزادی میکنند، آتش زدن زندگی زنان و کودکان فلسطینی را مورد سؤال و اعتراض قرار دهد و قساوتهایی را که امروز علیه ملت فلسطین به کار میرود، ذکر کند.

با توجه به این روش تبلیغی و شناخت روانیای که انسان از دشمن پیدا میکند، مجموعه مسؤولان و کارگزاران رسانه‌های کشورهای اسلامی باید مسؤولیت خود را احساس و راه خود را تنظیم کنند. این یک کار حیاتی و مهمّ است. امروز نه فقط برای ملت فلسطین، بلکه برای دنیای اسلام، این یک کارِ حیاتی و یک وظیفه سنگین است.

به عنوان یک مثال، من تجربه جنوب لبنان را - که دوستان در جریان آن هستند - به عنوان یک الگو میتوانم مطرح کنم. مؤمنین و جوانان مبارز لبنان توانستند از اهرم و عامل تبلیغات به بهترین وجه و به صورت شایسته، در حرکت عظیمی که علیه صهیونیستها کردند، استفاده کنند؛ توانستند عنصر مقاومت و فداکاری را به دنیای اسلام درست منعکس کنند؛ به این ترتیب است که دشمن به ستوه می‌آید. همه دنیای اسلام فهمید که مقاومت در جنوب لبنان چه میکند و چه کار میخواهد بکند و هدفش چیست. در آن‌جا تبلیغات به شیوه خوب و درستی به کار رفت. خودی روحیه پیدا کرد، دشمن روحیّه‌اش ضعیف شد و به ستوه آمد. این کاری است که ما همیشه باید بکنیم. دنیای اسلام همیشه در حال مبارزه و مورد حمله است. این قطعه‌ای از بدن دنیای اسلام است که امروز در چنگال صهیونیست‌هاست؛ شب و روز به آن حمله میکنند؛ لذا باید از رسانه‌ها حداکثر بهره‌برداری به نفع این قضیه به عمل آید.

لازم است برای استراتژی تبلیغی علیه صهیونیستهای غاصب، یک طرّاحی بنیادین صورت گیرد. این‌که ما به صورت تاکتیکی در هر موقعیّتی بخشی از مظلومیتها را بیان کنیم، کافی نیست. باید یک راهبرد عمومی، تبلیغی در همه دنیای اسلام به صورت مشترک تعیین و به آن عمل شود.

ما رسانه‌های بزرگ دنیا را در اختیار نداریم؛ اما آنچه را هم که در اختیار داریم؛ چیز کمی نیست. ما باید از سرمایه و موجودی خود - که متعلّق به دنیای اسلام است - حداکثر استفاده را بکنیم. همه در این زمینه مسؤول و موظّفند. روشنفکران و سیاستمداران و شاعران و نویسندگان و هنرمندان و دانشگاهیان مسؤولند. اینها قشرهای اثرگذارند؛ اینها کسانیاند که میتوانند رسانه‌ها را به‌درستی تغذیه کنند. شما که در این‌جا جمع شده‌اید، همین اجتماعتان یک حادثه بزرگ است. در این اجتماع، شما میتوانید این را پایه‌ای برای یک حرکت هماهنگِ رسانه‌ای در همه دنیای اسلام قرار دهید. این کارِ ممکنی است. چرا ما از ابزارهای خود استفاده نمیکنیم؟

بسیاری از نویسندگان و روشنفکران دنیای اسلام به سردمداران برخی از کشورهای اسلامی و دولتهایی که رفتار مناسبی در مقابل صهیونیستها ندارند، اعتراض میکنند و میگویند چرا از نفت و ثروت و از امکان سیاسی خود علیه صهیونیستها استفاده نمیکنید؟ البته این اعتراض وارد است و به نظر ما این اشکال، اشکال درستی است؛ اما عیناً میشود همین سؤال را در دنیای روشنفکری، نویسندگی و دنیای دانشگاهها مطرح کرد: چرا از سرمایه عظیم علمی و روشنفکری، چنان که باید و شاید، استفاده نمیشود؟ گاهی یک شعر و یک قصیده تأثیری میگذارد که بسیاری از پولها و ثروتها نمیتواند آن اثر را به وجود آورد. یک روز یک شاعر فلسطینی قصیده‌ای گفت و دلهای دنیای عرب را به شورش وادار کرد - این مربوط به سال ۶۷ یا ۶۸ است - گاهی یک شگرد خوب رسانه‌ای یا یک حرکت هماهنگ تبلیغاتی، از بستن شیرهای نفت اثرش بیشتر میشود.

آنچه که ما امروز احتیاج داریم، این است که کسانی که مشغول مبارزه هستند، روحیه پیدا کنند و بدانند آینده آنها امیدبخش است. متأسفانه گاهی عکس این دیده میشود. دستگاههای تبلیغاتی غرب تلاش میکنند تا این امید را در هم بشکنند. در همین ماههای اخیر که انتفاضه حداکثر احتیاج را به حمایت و کمک داشت، دیده شد که در دنیای اسلام بعضی از قلمها به مطالبی کشانده شد که برای انتفاضه سم بود. از ناتوانی و ضعف انتفاضه حرف زدند؛ اینها سم است. معنای این مطالب این است که ملت فلسطین هیچ راهی جز تسلیم و به خاک افتادن در مقابل صهیونیستها ندارد.

البته امریکا و اسرائیل هم به چیزی کمتر از تسلیمِ مطلق فکر نمیکنند، اما آنها دشمنند و البته اشتباه میکنند. این چیزی است که پیش نخواهد آمد. آنها جز به تسلیم مطلق از طرف فلسطینیها قانع نیستند؛ رفتار آنها با طرف فلسطینی، یک بار دیگر این را ثابت کرد. آنها حاضر نیستند هیچ امتیازی به طرف فلسطینی بدهند. آنها میخواهند از طرف فلسطینی هم به عنوان یک ابزار برای نابود کردن انتفاضه فلسطین استفاده کنند. به کمتر از این قانع نیستند. ما نباید به تسلیم کردن و نومید کردن ملت فلسطین کمک کنیم؛ ما باید حقیقت را بیان کنیم. حقیقت، امید و افق تازه و به لرزه درآمدن زانوان صهیونیستها و محتاج شدن و مستأصل شدن قدرتهای حامی صهیونیستها در مقابل حرکت عمومی ملتی است که متّکی به ایمانش حرکت میکند. آن ملتی که یکپارچه حرکت میکند و به ایمان خود متّکی است، شکست‌پذیر نیست. ما باید این حقایق را برای ایجاد امید بیشتر در دلهای کسانی که وسط میدان و صحنه‌اند، روشن کنیم و زمینه روانی مقاومت را فراهم نماییم. وظیفه رسانه‌ها این است که کاری کنند تا زمینه روانىِ مقاومت پیدا شود.

امروز در دنیا رسانه‌های صهیونیستی تجاوزهای مکرّر و همه روزه اسرائیل را به صورت گذرا مطرح میکنند. اگر میتوانستند همین را هم مطرح نکنند، نمیکردند؛ منتها مصالح رسانه‌ای آنها ایجاب میکند که مطرح کنند؛ ولی خیلی گذرا، خیلی سطحی، خیلی ناقص و گزینشی؛ اما عملیات فلسطینیها را که دفاع از وجود و شرف و میهن و سرزمینشان است، طوری منعکس میکنند که گویا اسرائیل مظلوم است! مظلوم واقعی را که ملت فلسطین است، تروریست و جنایتکار جلوه میدهند؛ اما متجاوزِ سفّاکِ جنایتکار را مظلوم نشان میدهند. امروز رسانه‌های دنیا این کار را میکنند؛ سیاستمدارها هم در اظهارت خود، همین حرفها را تکرار میکنند.

سیستم رسانه‌ای اسلام و سیستم رسانه‌ای عرب باید طوری رفتار کند که معنایش این نباشد که از معرکه دور است. شما وسط میدانید؛ چه بخواهید و چه نخواهید. امروز، روزی است که هر اقدام ما، در آینده تاریخ اثر میگذارد و ثبت خواهد شد. ما امیدواریم که همه دنیای اسلام این قضیه را با همه‌ی ابعادش به‌روشنی درک کند و بر طبق آنچه وظیفه اوست، عمل کند.

امیدواریم خدای متعال برکات و فضل خود را بر ملت فلسطین و بر دنیای اسلام نازل کند و آنها را مشمول لطف و نصرت خود قرار دهد. ما آفاق را روشن میبینیم. ما با ایستادگی، آینده خوبی را برای دنیای اسلام و فلسطین پیش‌بینی میکنیم. ما معتقدیم که مرگ دنیای اسلام و ذلّت و تحقیر نهایی او روزی است که در مقابل فزون‌طلبی استکبار و صهیونیسم عقب بنشیند و تسلیم آن شود. امیدواریم خداوند چنین روز و چنین وضعیّتی را هرگز برای دنیای اسلام پیش نیاورد.

والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌

 

 


 

۱) جمال‌الدّره، پدر شهید محمدالدّره.